یادم تو را...

خواندمی ها و دیدمی ها...
یک نیمچه معمار
دانشجوی دانشگاه هنر
برای یاد...

آنچه در پست ها به عنوان برش هایی از کتاب میخوانید را به هیچ وجه از اینترنت کپی پیست نمیکنم
آن ها برش ها و قسمت هایی به انتخاب خودم هستند
ساده از کنار کلمات نگذریم:)

کلمات کلیدی

۵ مطلب با موضوع «کتاب :: رمان فارسی» ثبت شده است

نه تر و نه خشک

سه شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۴ ب.ظ

 

روایت عاشقانه و جادویی  درباره پرنده‌‌ایی بسیار کوچک و معمولی است به نام نه تر و نه خشک که از بیابان به شهر می‌‌آید و یک نه صد دل عاشق دختر سلطان میشود.

+منو به یاد افسانه های قدیمی آذربایجان انداخت!:)


بخش هایی:

###چه طور این همه راه را با این چوب سنگین آمدی، در سختی ها چه کسی کمکت کرد؟

- امید. امید به رسیدن، آوردن چوب، بردن تو پیش مادربزرگت. بردن تو به لانه ام. فدایت شوم، دیگر طاقت دوریت راندارم. .


### وقتی قصه اش را تعریف میکردم زمین و زمان، تنهایی، گرسنگی و سختی ها را فراموش کردی و اسیر قصه شدی. انتظار کشیدی، آرزومند شدی که بقیه اش را بدانی، وقتی قصه ای گفته می شود. باد می ایستد. گیاهان از قد کشیدن، دست می کشند و پرندگان سیر کردن جوجه های شان را از یاد می برند. و این تور جادویی است، که هم زیباست و هم سخت. مثل عشق. تا عاشق نشوی، رهایی. وقتی عاشق شدی گرفتاری. تا عاشق نشدی آرزویی نداری. آدم بی آرزو مرده است و وقتی آرزومند شدی، دربندی، اسیری. فهمیدی. حالا می توانی بگویی عشق مثل چیست؟

- عشق مثل انار ملس است. اناری که هم شیرین است و هم ترش. در هم آمیختگی شیرینی و ترشی مزه خوبی دارد. من توی باغی، باغی که آن دوردست هاست بر شاخه ی درختی اناری دارم. اناری که می خندد و دندان هایش پیداست. هروقت به یکی از دندان هایش نوک می زنم، همین مزه را می دهد. حالا بگو من چه گونه می توانم از این قفس رهایی یابم و باز به دشت ها و کوه ها و روستاها بروم؟



###-ساختن همه ی این لانه ها کار شماست؟

- همه شان کار خودم است. صد سال است که در این چنارستان فراموش شده زندگی می کنم و هر هفته روی یکی از شاخه ها لانه ی تازه ای میسازم. آن قدر لانه دارم که نمی توانم آنها را بشمارم.

- چه طور توی آن همه لانه می خوابید؟

- نمی خوابم، نمی توانم بخوابم، شب و روز یا لانه می سازم یا مواظبم کسی توی آنها نخوابد.

- پس آن همه زحمت به چه درد می خورد؟

- زحمت نیست. داشتن این همه لانه لذتی دارد که تو می توانی بفهمی، تو شعرت را بگو، آواره باش و عاشق باش. - تو هم نمی فهمی که شعر گفتن و عاشق شدن چه لذتی دارد.

ما با هم حرفی نداریم، بی خود وقت مرا نگیر. . .

  • فاطمه. صاد

قهوه ی واقعا سرد آقای نویسنده

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۲۴ ب.ظ

داستان معمایی و معمولی،خالی از توصیف های خوب،فصل های اول خسته کننده، نگارش افتضاح ،غافل گیری های ممتد در طی داستان.  

در کل 

تنها به عنوان سرگرمی میشه تو دو ساعت تمومش کرد ولی نمیشه به عنوان یه اثر ادبی جدی ازش یاد کرد. 



  • فاطمه. صاد

دار المجانین

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۴۸ ق.ظ

گفت: "دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدم های دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد."
گفتم: "اگر همه مردم دیوانه بودند ، تا حالا همدیگر رو خورده بودند."
گفت: "نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم دیوانگان بوده اند . و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه – اگر فرضا پیدا شود – هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد."




دارالمجانین رادر نرم افزار طاقچه خواندم.یک نرم افزار مگر چقدر میتواند خوب باشد؟

  • فاطمه. صاد

کتاب یحیا

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ق.ظ

کتاب یحیا... یحیا پسر سید ضیاءالدین،یعنی تنها پسر سید ضیاء، که خدا توی پنجاه و دوسالگی به او فرزند داده بود...


کتاب یحیا از همان کلمات است به قول امیر حسین معتمد:باید بگویم آدم نمی تواند با کلمه ها هم‌نشست و هم‌برخاست باشد، با کلمه فکر کند، ولی با کلمه خیال نکند. ناگزیری ما از نوشتن، از این دست ناگزیری هاست. نوشتن، برای ما گزارش ها و روایت هایی است از کلمه هایی که مسیرهای خیال را نوردیده اند.

نوشته های امیرحسین معتمد از معدود علت هاییست که اینستاگرامم را حذف نمیکنم:)

وبلاگ جماهیر درد که بیشتر نوشته هایی که آنجا هستند در صفحه ی اینستاگرامشان منتشر شده اند.

خرید این کتاب از طاقچه:)

  • فاطمه. صاد

ابن مشغله

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۴۳ ق.ظ

بیش  از نود کتاب از ابراهیمی منتشر شده‌.

اما این کتاب یه زندگی نامست.مخاطب با مطالعه‌ی این کتاب متوجه میشه  که ابراهیمی در طول زندگی  خود شغل‌های زیادی رو تجربه کرده . اون هر بار یا به خواست خود یا با لطف اطرافیان مجبور بود شغل خودش رو تغییر بده. در آغاز کتاب از دوران کودکیش می‌نویسه. از زمانی که برای پدر آب حوض خالی می‌کرده و پدر آخر ماه ـ جای پول توجیبی ـ سه‌تومان بهش انعام می‌داده؛ و از زمانی که در چاپخانه کار می‌کرده و...

نادر ابراهیمی از نویسنده های خوب ایرانیه و قلمش واقعا خوبه به نظر من نویسنده ی شاعریه...

جلد دوم این کتاب ابولمشاغله که هنوز نخوندم.

  • فاطمه. صاد